قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

148

درة التاج ( فارسى )

و وهم ادراكى باشذ همجنين - امّا با آنك مرجوح باشذ از احتمال نقيض . و شكّ ادراكى باشذ همجنين - با آنك احتمال طرفين على السّواء باشذ و راجح و مرجوح نبوذ . و بعضى علما برين وجه قسمت كرده‌اند - كى : هر تصديقى كى هست : يا با جزم بوذ ، يا بىجزم . - اگر با جزم بوذ يا مطابق بوذ - يا غير مطابق . - اگر مطابق نبود جهل باشذ « 1 » ، و اگر مطابق بوذ « ( يا ) » بنا بر موجبى بوذ ، يا نه . - اگر بنا بر موجبى نه بوذ آن را تقليد گويند ، و اگر بنا بر موجبى بوذ : آن موجب يا عقل محض باشد « 2 » ، يا حسّ محض باشذ ، يا مركّب باشذ از هر دو . - اگر محض عقل بوذ : يا تصوّر طرفين كافى باشذ در جزم به آن ، يا نه - كى بتصوّر ثالثى احتياج افتد . - اگر كافى باشذ ، آن را علم گويند ببديهيّات . و اگر كافى نباشذ آن را علم گويند بنظريّات . مثال بديهيّات : الواحد نصف الاثنين . مثال نظريّات : العالم حادث . و اگر موجب حسّ محض بوذ ، آن را علم بمحسوسات « 3 » خوانند . - جون : علم بألوان - و اضواء ، و حرارت - و برودت ، و اگر موجب مركّب بوذ از عقل - و حسّ ، آن حسّ : اگر سمع بوذ آن را علم گويند بمتواترات ، جون : علم بوجود امم ماضيه - و بلاد قاصيه . و اگر غير حسّ سمع بوذ آن را علم گويند بمجرّبات - جون علم بآنك تناول سقمونيا مسهل صفر است . - و حدسيّات بدين نزديكست ، جون علم بآنك نور ماه از آفتاب است - بسبب احساس باختلاف نور او بحسب قرب - و بعد آفتاب . اين همه اقسام تصديق جازم بوذ . - و اگر تصديق جازم نبوذ تردّد ميان هر دو طرف : اگر على السّواء بوذ

--> ( 1 ) - بود - م . ( 2 ) - بود - م . ( 3 ) - محسوسات - ط .